دسته‌ها
خرید

خرید لباس ورزشی گزيده سرمقاله‌ روزنامه‌هاي صبح امروز

كيهان«اين صدا خاموش نمي شود» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسام الدين برومند است كه در آن مي‌خوانيد:اين نوشته در پي آن نيست كه با ارائه دلايل و شواهد ثابت كند آمريكا بزرگترين ناقض حقوق بشر در دنياست؛ چرا كه پرونده حقوق بشر ايالات متحده آشكارا بر نقض گسترده حقوق بشر و ناديده گرفتن اصول و ميثاق نامه هاي بين المللي دلالت دارد.از همين روي، نيم نگاهي به نشست اخير شوراي حقوق بشر سازمان ملل كه در چارچوب بررسي دوره اي وضعيت حقوق بشر كشورها -UPR- پرونده حقوق بشري آمريكا را مورد بررسي قرار داد خود گوياي وضعيت وخامت بار اين كشور داعيه دار حقوق بشر است كه تبعيض نژادي، شكنجه زندانيان، رفتار وحشيانه و خشونت بار سربازانش با مردمان مناطق تحت اشغال، ناديده گرفتن حقوق اقليت ها، اعدام بيماران مجرم رواني، شرايط نامطلوب پناهندگان و مهاجران و… در آن كشور موج مي زند.البته در همين راستا؛ بايد گزارش اخير 310 سازمان غيردولتي حقوق بشري از كشورهايي چون آمريكا، عراق، كوبا، سوئيس، انگلستان، بلژيك و جمهوري اسلامي ايران كه شاخص هاي اصلي نقض حقوق بشر در ايالات متحده را برملا و بازگو نمود به پرونده سياه كاخ سفيد در زمينه حقوق بشر پيوست كردتازه نشست اخير شوراي حقوق بشر سازمان ملل درباره پرونده قطور آمريكا در نقض حقوق بشر و گزارش اين 310 سازمان غيردولتي حقوق بشري و همچنين صدها كميته و نهاد حقوق بشري جدا از گزارش هاي قبلي شوراي حقوق بشر سازمان ملل (the Human Rights council)، سازمان ديده بان حقوق بشر (Human Rights watch)، سازمان عفو بين الملل (Amnesty International) و يا حتي گزارش ساليانه برخي كشورها مثل وزارت امور خارجه چين درخصوص نقض حقوق بشر در آمريكا است.تمامي اين گزارش ها به روشني و بي آنكه جاي شك و شبهه اي را باقي بگذارد نشان مي دهد ايالات متحده رتبه نخست را در نقض حقوق بشر و شهروندان از آن خود كرده است.كشوري كه هر ساله بصورت يكجانبه در كميسيون حقوق بشر خود با ژست حامي حقوق بشر بودن! وضعيت 019 كشور دنيا را واكاوي نموده و حتي براي اتخاذ تصميم به كنگره مي فرستد وضعيتش در رعايت شاخص هاي حداقلي حقوق بشر به گونه اي است كه: ركورددار بيشترين زنداني در دنياست، از بزرگ ترين توليدكنندگان و توزيع كنندگان تصاوير فحشاي كودكان است، يكي از دو كشوري در جهان است كه كنوانسيون حقوق كودك را نپذيرفته است، بيشترين كودتاها را در كشورهاي مختلف طراحي و اجرا كرده است، جنگ هاي متعددي كه ميليون ها كشته و زخمي در پي داشته را در اقصي نقاط عالم به راه انداخته است و…جالب است كه حتي مقامات ارشد اين كشور هر از گاهي به اقدامات خودشان كه مصداق بارز نقض حقوق بشر است اعتراف مي كنند. همين اواخر جرج بوش در كتاب خاطراتش با عنوان «لحظات تصميم گيري» به دستور شكنجه زندانيان اعتراف كرده و گستاخانه اقرار مي كند براي شكنجه زندانيان از روش غرق مصنوعي استفاده مي كرده است.از اين مقدمه كه بگذريم آنچه علت قلمي شدن اين سطور است، پيام ها و پيامدهاي كشتي حقوق بشري آمريكايي هاست كه به گل نشسته است.نشست اخير شوراي حقوق بشر -4 نوامبر 0201- كه براي اولين بار پرونده حقوق بشر آمريكا را مورد رسيدگي قرار داد قطع نظر از اينكه پس از بررسي نهايي در پروسه زماني دو، سه ماهه چه تصميمي اتخاذ مي كند يك پيام استراتژيك به دنيا مخابره كرد و آن اينكه دوره معيار بودن آمريكا درخصوص حقوق بشر به سر رسيده و اكنون عيار حقوق بشر اين كشور به خواست ملت ها و دولت ها و افكار عمومي دنيا در دست بررسي و بازبيني قرار گرفته است.ابتكار«همه تقصيرها گردن مردم است نه مسئولان!» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم عباس رضايي ثمرين است كه در آن مي‌خوانيد:چندي پيش يادداشتي در باب يكي از مسائل اجتماعي نوشته بودم و در آن نگاهي انتقادي داشتم به گوشه‌اي از خلقياتمان. پس از انتشار وقتي براي بررسي بازخورد‌هاي مطلب مراجعه كردم، يكي از نظرات درج شده بيش از بقيه توجهم را به خود جلب كرد.يكي از خوانندگان نوشته بود: “مي بينم كه فضا آنقدر گل و بلبل است كه مصادر اصلي انتقادات را رها كرده ايد و چسبيده ايد به ملت بدبخت.»البته به شخصه در نقادي فرهنگي و طرح آسيب‌هاي اجتماعي، قائل به تفكيك دولت و ملت نيستم و اتفاقا اين تفكيك را ريشه بسياري از معضلات كنوني مي‌دانم. لذا اين جمله را در آن مقطع منصفانه نيافتم.اما در طي چند روز گذشته و همزمان با اينكه اخبار متعدد و تحليل‌هاي متفاوت و بازتاب‌هاي متناقضي از حادثه تكان دهنده سعادت آباد را در رسانه‌ها دنبال مي‌كردم، اين جمله مدام از مقابل چشمانم مي‌گذشت و ذهنم را مشغول مي‌ساخت.بگذاريد قبل از اينكه سوء تفاهم ايجاد شود، تكليفمان را روشن كنيم. در اينكه ما به نقد‌هاي فرهنگي و اجتماعي نياز داريم هيچ شكي نيست. هيچ كس از جمله نگارنده، با اين مسئله كه ما با تدبر در خلقياتمان آسيب‌هاي فرهنگي خود را بيابيم و آنها را برطرف كنيم، مشكلي ندارد. اساسا ما اگر مي‌خواهيم به عقلانيت برسيم، چاره‌اي نداريم جز اينكه كه خود شيفتگي را كنار بگذاريم و با تازيانه نقد فرهنگمان را آبديده كنيم. لذا مشكل در اينجاها نيست. حتي در اينكه بسياري از خلقيات ما ايرانيان مستوجب نقد و نكوهش است هم حرفي نيست. نه تنها حرفي نيست كه اتفاقا طرح معضلات و مسائل اينچنيني كاري قابل تقدير و درخور تحسين نيز هست. پس مشكل چيست؟ببينيد مشكل دقيقا از جايي شروع مي‌شود كه ما به عنوان كساني كه ادعاي نقادي اجتماعي داريم، خودمان در دام آفت‌هايي مي‌افتيم كه قرار بود آنها را چاره كنيم.مشكل اين است كه ما در مسير بررسي و نقد آفت‌هاي اجتماعي از جمله خلقيات نامطلوب مردم، از آن طرف بام بيفتيم و “به مردم گير دادن” خود تبديل به يكي از بزرگترين آسيب‌ها و معايبمان شود. اين يعني اينكه ما طوري عمل كنيم كه به جاي درمان درد، دچار درد بزرگتري شويم.متاسفانه امروز نه تنها اين اتفاق افتاده كه اين روند ناميمون تبديل به رويه شده است. انگار اين رسم شده كه ما وقتي مي‌خواهيم از هر كس و هر جايي انتقاد كنيم، در ابتدا براي دستگرمي هم كه شده تعريضي ولو مختصر به مردم داشته باشيم. يعني در سطحي ترين نا به ساماني‌هاي امور جاري هم كه تشخيص مقصر اظهر من الشمس است، سهم مردم را ناديده نمي‌گيريم.با پليس مشكل داريم، به مردم گير مي‌دهيم.منتقد اقدامات دولتيم، مردم را مي‌نوازيم. عملكرد مجلس را قبول نداريم، به مردم فحش مي‌دهيم. شايد يكي از دلايل همان جمله‌اي باشد كه در ابتدا اشاره شد، يعني بالاخره با توجه به اينكه زورمان به اصل كاري‌ها نمي‌رسد، بچسبيم به كساني كه زورمان به آنها مي‌رسد. اگر هم بخشي از دليل اين باشد كه هست، قطعا همه آن اين نيست. اگر در همين حد بود، لابد با توجه به فضاي موجود قابل توجيه بود، اما به نظر مي‌رسد مشكل عميق تر از حد تصور باشد.همين حادثه سعادت آباد يكي از مواردي است كه به راحتي مي‌توان شتابزدگي و به خطارفتن تحليل‌ها را به وضوح در آن مشاهده كرد. حادثه قتلي اتفاق افتاده، به جاي آنكه مراجع مسئول اين حادثه مورد مواخذه قرار گيرند و البته در كنار آن اشاره‌اي هم به رفتار نادرست مردم حاضر در صحنه بشود، مراجع ذيصلاح و حتي شخص قاتل در تحليل‌هاي ما كاملا فراموش شده اند و عابران نگون بخت تبديل به متهمين اصلي شده اند.«پنجشنبه گذشته،براي تهران يك روزسياه بود و ميدان كاج سعادت آباد هم مركز اين سياهي؛جايي كه جوان چاقوخورده، 45 دقيقه نقش برزمين بود و از مردمي كه اطرافش جمع شده بودند،التماس ميكرد كه به دادش برسنداما “مردم فهيم وبافرهنگ” ما،تنهاتماشاچي مرگ يك همنوع خود بودند تا شعر “بني آدم اعضاي يكديگرند” درميان وارثان سعدي،عينيت يابد!»سياست روز«استقبالي متفاوت‌تر از متفاوت» عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم محمد صفري است كه در آن مي‌خوانيد:همواره محبوب بودن روساي جمهوري آمريكا در اذهان مردم يكي از شاخص‌هاي رياست‌جمهوري در اين كشور بوده است. آن ها همواره سعي داشتند تا خود را در دل ملت‌هاي جهان محبوب قلمداد كنند و از اين محبوبيت تخيلي خود لذت ببرند.اما هنگامي كه به كشورهاي ديگر سفر مي‌كنند آنگاه متوجه مي‌شوند كه چقدر در نزد افكار عمومي مردم دنيا منفور و غير قابل پذيرش هستند.از آن ها استقبال مي‌شود، اما استقبالي متفاوت و دگرگون.پيش از اين نيز روساي جمهور آمريكا سفرهاي خارجي داشته‌اند و هر بار مردم آن كشورها به گونه‌اي متفاوت از آنها استقبال گر‌مي‌ كرده‌اند.سفر بوش به عراق را به ياد آوريد، آن لنگه كفشي كه به سوي او پرتاپ شد و موج حمايت از آن خبرنگاري كه دست به اين كار زده بود، نشان دهنده‌همان استقبال متفاوت است.باراك اوباما، چند روزي است، سفر خاورميانه‌اي خود را به كشورهاي هندوستان ، اندونزي، ژاپن و كره جنوبي آغاز كرده است.بسياري از مردم هندوستان با برپايي راهپيمايي مخالفت خود را از حضور رئيس‌جمهور آمريكا در كشورشان ابراز كردند. مردم اندونزي نيز همينطور و در كره جنوبي هم مردم اين كشور با اين سفر مخالفند. ژاپن هم كه جاي خود دارد. نفرت مردم اين كشور دو چندان است. اين مردم تجاوز سربازان آمريكايي مستقر در خاك اين كشور به دختران جوانشان را از ياد نخواهند برد.دلايل اين نفرت و عدم محبوبيت بسيار روشن است. خوي استكباري ، دخالت در امور ديگران، جنگ افروزي و جنايت در دنيا، شكنجه و … اما هنگامي كه رئيس جمهور كشوري همچون ايران يك سفر خارجي انجام مي‌دهد ، تفاوت ‌هاي فاحش آن با سفر رئيس‌جمهور كشوري همچون آمريكا نمايان مي‌شود.مردم سالاري«عاقبت برنامه توسعه» عنوان سرمقاله روزنامه مردمس الاري به قلم کورش شرفشاهي  است كه در آن مي‌خوانيد:پس از آنکه دولت با تاخير چندين ماهه، لا يحه برنامه پنجم توسعه را تحويل مجلس داد حاضر به تحمل تغييرات اعمال شده از سوي نمايندگان مردم در خانه ملت نشد و تقاضاي بازپس گيري آن را مطرح کرد اما در نهايت با وساطت هاي فراوان، مجلس دوباره لا يحه برنامه پنجم را مورد بازنگري قرار داد و کتابچه اي به صحن علني مجلس ارايه شد که رضايت مجلس و دولت در آن لحاظ شده بود.از آن پس نيز مجلس تمام توان خود را براي بررسي و تصويب نهايي آن گذاشت و روزهاي کاري مجلس از 3 روز به 5 روز و ساعات کاري مجلس از يک شيفت 3/5 ساعته به 2و3شيفت تغيير يافت و اکنون نيز اين روال ادامه دارد; به نوعي که در آخرين جلسه مجلس يکي از نمايندگان اعلا م کرد که مجلس توان اين همه کار را ندارد و خواهان پايان دادن به جلسه شده بود.اما سوال اينجاست که شاهنامه آخرش خوش است يا خوش نيست؟ اکنون که زمان برنامه چهارم توسعه به پايان رسيده طي بررسي هاي گوناگون مشخص شده که تنها 30 درصد اين لا يحه اجرايي شده و 70درصدآن اجرا نشده است و جالب تر اين که دولت نهم براي 50 درصد مواد برنامه چهارم تهيه شده در دولت هشتم حتي آيين نامه اجرايي نيز ننوشته است.البته در واکنش به اين اقدام، اظهار شده که چون لا يحه برنامه چهارم درآن دولت تهيه شده و مغاير با سياست هاي دولت احمدي نژاد است آن را اجرا نکرده اند.با توجه به اين مقدمه  چندين نکته مطرح است که توجه و تفکر در مورد آن براي آينده کشور لا زم است. نکته اول اينکه مگر  برنامه هاي توسعه، قانون نيست؟ البته با توجه به سابقه قانون گريزي دولت که بارها از سوي نمايندگان مجلس مطرح شده زياد جاي  تعجب ندارد که 70 درصد قانون برنامه چهارم توسعه اجرايي نشود.نکته ديگر آنکه برنامه چهارم توسعه را  دولت اصلا ح طلب ارائه کرده بود اما فراموش نکنيم که مجلس اصولگراي هفتم آن را تصويب کرد.اما با اين وجود  70 درصد آن اجرايي نشده است و  امروز در نقطه اي ايستاده ايم که دولت اصولگرا تحمل اصلا حات مجلس اصولگرا را نداشت وخواستار بازپس گيري اين لا يحه شده بود.البته مساله مهم تر آن است که از عمر مجلس اصولگرا تنها يک سال و نيم باقي مانده و معلوم نيست مجلس بعدي با چه رويکردي  فعاليت خود را آغاز کند و نکته مهم تر آن که از عمردولت دهم نيز دو سال و نيم باقي مانده که باز هم معلوم نيست دولت يازدهم با چه تفکري اداره امور را به دست گيرد.به هر حال اکنون نگران اين هستيم که برنامه پنجم توسعه  به سرنوشت برنامه چهارم  دچار شود و دولت يازدهم حاضر نشود بيش  از 30 درصد برنامه دولت فعلي را اجرا کند.  البته دو سال و نيم زمان خوبي است که احمدي نژاد مصوبات برنامه پنجم توسعه را اجرايي کند اما سوال اينجاست که اين دولت بسياري از مصوبات سفرهاي استاني دور اول خودش  را که 100 درصد مورد تاييد هيات دولت بوده اجرايي نکرده است، چطور انتظار داشته باشيم مصوبات برنامه پنجم توسعه را  به طور کامل اجرا کند؟  با اين اوصاف، زماني که به تلا ش نمايندگان در بررسي لا يحه برنامه  پنجم توسعه نگاه مي کنيم و فريادهاي موافق و مخالف را براي تصويب بهتر آن مي شنويم به ما حق بدهيد که از اجرا نشدن آن نگران باشيم. رسالت: توافق نخبگي و مشارکت مردمي در هدفمند کردن يارانه ها «توافق نخبگي و مشارکت مردمي در هدفمند کردن يارانه ها»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن مي‌خوانيد؛بدون تعارف بايد گفت امروز اصلي ترين مسئله کشور طرح تحول اقتصادي و موضوع هدفمند کردن يارانه هاست. اين مسئله آنقدر اهميت دارد که معادلات داخلي و خارجي در حوزه هاي مختلف اقتصادي، سياسي، اجتماعي و حتي فرهنگي را تحت الشعاع قرار داده است. دولت و مجلس با درک صحيح از فوري ترين مسائل کشور طرح تحول اقتصادي را در چند سال گذشته به عنوان يکي از مهمترين اولويت هاي سياست گذاري روي ميز کار خود قرار داده اند و فارغ از همه فضاسازي ها و سنگ اندازي هاي دشمن و اذناب داخلي آن که دانسته يا نادانسته با خارج از مرزها هم آوا و هماهنگ هستند مقدمات اجرايي اين طرح ملي را فراهم کردند و با جلب اعتماد و مشارکت بي‌سابقه مردم  استارت اجرايي اين طرح را زده اند.‏امروز فضاي عمومي کشور نيازمند توافق نخبگي و انسجام نظري، مشارکت ملي و توسعه اعتماد عمومي، آگاهي از گارد جديد دشمن براي سوء استفاده از تهديدات احتمالي اجراي طرح، اميد بخشي به مردم و پرهيز از سياه نمايي، تدبير همراه با قاطعيت در برخورد با اخلالگران و … است.‏هر ساز مخالفي مي تواند هارموني اين ارکستر بزرگ را به هم بريزد و هزينه هاي زيادي به مردم  و کشور متحمل نمايد. اغلب کشورهايي که در معرض تحولات اقتصادي بزرگ قرار گرفتند عمده تلاش خود را معطوف اين مهم نمودند تا با ايجاد يک انسجام نظري و عملي در سياست گذاري و مديريت تحول مانع از تسري آلام اين جراحي هاي بزرگ به مردم و به خصوص قشرهاي ضعيف تر شوند.در تجربه خصوصي سازي مجارستان اين کشور با ايجاد يک توافق نخبگي توانست تنها در يک دهه دوران انتقال خود را از سيستم سوسياليستي طي کند اين کشور از سال 1989 پس از فروپاشي نظام کمونيستي به عنوان يکي از کشورهاي پيشگام در زمينه انتقال از نظام اقتصادي متمرکز به اقتصاد بازار آزاد بوده و در زمينه خصوصي سازي نسبت به ديگر کشورهاي اروپاي شرقي پيشتاز و طي سال هاي اخير بخش خصوصي در مجارستان حتي از برخي کشورهاي قديمي اتحاديه اروپا سهم بيشتري در اقتصاد اين کشور دارند. به طوري که بر اساس آخرين آمار موجود در پايان سال 2005 ميلادي نزديک به 90 درصد اقتصاد مجارستان در کنترل بخش خصوصي (80درصد خارجي و 10 درصد داخلي) قرار دارد. ‏بررسي سياستهاي اقتصادي 30ساله مالزي نيز که در لواي آن تا سال ‏‎‏2020 تبديل به يک کشور کاملا” صنعتي و پيشرفته تبديل مي‌شود و تلاشهاي متمرکز و منسجم ماهاتير محمد و تيم اقتصادي اش بر اين توافق نخبگي و مشارکت مردمي در راستاي مديريت تحولات اقتصادي تاکيد مي کند. در دهه 1970، مالزي به تقليد از رويه چهار ببر(قدرت اقتصادي) اصلي آسيا پرداخت و خود را واداشت تا از وابستگي به استخراج معادن و کشاورزي به اقتصادي عادت دهد که بيشتر به سازندگي (صنعت) وابسته مي‌باشد. با سرمايه گذاري ژاپن ، در طول چند سال صنايع سنگين آن شکوفا شد ، و صادرات مالزي به موتور اوليه رشد کشور تبديل شدند. مالزي پيوسته به رشد بيش از7% در توليد ناخالص ملي درکنار تورمي پايين در دهه‌هاي 1980 و 1990 دست يافت.امروزه بسياري ماهاتير محمد را به علت نقشش در مدرن‌سازي سريع مالزي و رشد رفاه در اين کشور تحسين مي‌کنندچرا که وي به واسطه شناخت صحيح از اولويت هاي سياست گذاري در مالزي و تمرکز در نظام تصميم گيري و مديريت تحول توانست فقر را در اين کشور از 50 درصد به6 درصد کاهش دهد.البته کشورها هر يک به واسطه مقتضيات بومي، فرهنگي، اقتصادي و … خود مسير يگانه اي براي توسعه در پيش مي گيرند و مطمئنا تحول اقتصادي در کشورهاي مختلف مانند نسخه هاي بهداشت جهاني تجويزي و فراگير نيست. اما از تجارب ساير کشورها در مديريت تحول مي توان بهره برد و مانع از ناسازه هاي نظري و عملي در اجراي تغييرات شد.تهران امروز:وحدت اصولگرايان و اصول وحدت«وحدت اصولگرايان و اصول وحدت»عنوان سرمقاله روزنامه تهارن امروز به قلم محمدحسين عباسي است كه در آن مي‌خوانيد؛در اينكه اصولگرايان در شرايط كنوني و پيش‌رو بيشتر از هر زمان ديگري به وحدت رويه احتياج دارند، ترديدي نيست. جريان سياسي و تفكر اصولگرايي بنابر الزامات تحولات سياسي – اجتماعي نيازمند بازنگري است. هر فكري كه بخواهد در عرصه سياسي چراغ راهنماي سياست در كلان كشور باشد، نيازمند نقادي و جرح و تعديل است و اصولگرايي نيز از اين قاعده مستثنا نيست. تحولات يكسال گذشته اين نياز را دوچندان كرده است.اقتضاي يك جريان سياسي مثل اصولگرايي اين است كه در مسير حركت و در فرآيند شدن هويت سياسي خود را تعريف كند. از اين رو با وجود مشخص بودن چارچوب‌هاي اصلي تفكر اصولگرايي، مرزهاي سياسي آن بايد متناسب با شرايط تعريف و بازتعريف شود. خود را به جريان اصولگرايي منتسب كردن الزاما به معناي باور به تفكر اصولگرايي نيست.جريان سياسي اصولگرايان زماني به فرمايشات مقام معظم رهبري عمل خواهد كرد كه در ارتباط مداوم و تنگاتنگ با تفكر اصولگرايي باشد. فراموش نكنيم از نظر تسلسل زماني تفكر اصولگرايي مقدم بر جريان سياسي اصولگرا بوده است. حتي در بعد فلسفي و علمي هم اين رابطه صحيح است. ممكن است جريان اصولگرايي مثل هر جريان ديگري شاهد ريزش‌ها و رويش‌ها باشد اما اين اتفاقات نبايد تفكر اصولگرايي را تضعيف كند. در جنگ نرم دشمن آنچه هدف قرار گرفته، تفكر اصولگرايي است و بنا به همين دليل بايد هوشياري لازم را داشت و سره را از ناسره تشخيص داد. در كنار تلاش براي ايجاد وحدت رويه ميان اصولگرايان نبايد از ضرورت انسجام تفكر اصولگرايي غافل شد.امروزه برخي‌ها ذيل چتر اصولگرايان كارهايي را انجام مي‌دهند كه آگاهانه يا ناآگاهانه، خواسته يا ناخواسته منجر به ايجاد ابهام در ذهن نيروهاي حزب‌اللهي و وفادار نظام مي‌شود و اين تصور را ايجاد مي‌كند كه نكند طرح وحدت اصولگرايان اقدامي تاكتيكي جهت عبور از انتقادات يا خداي نكرده منحرف كردن مسير انتقادات دلسوزانه از برخي رفتارها باشد. اگر معيار اصولگرا بودن اطاعت از ولي امر مي‌باشد، همه موظف‌اند خود را با اين معيار تطبيق دهند بي‌آنكه درصدد تفسير و كشف نيت و اجتهاد شخصي در اين مورد باشند.اصولگرايي نبايد از بابت مصلحت‌گرايي آسيب ببيند. يك طيف قائل به اين است كه پيروزي جريان سياسي اصولگرا نتيجه پيروزي آقاي احمدي‌نژاد است. برخي نزديكان رئيس‌جمهور هم صراحتا از اين فرضيه دفاع مي‌كنند كه جريان سياسي اصولگرا در پي انتخابات 1384 مطرح شد و اكنون در پي سهم‌خواهي از دولت و حاميان آن و جناب آقاي احمدي‌نژاد است.در اينجا مجال بحث در مورد درستي يا نادرستي اين مفروض وجود ندارد اما همگان قبول دارند كه پيروزي آقاي احمدي‌نژاد بدون حمايت عقبه اجتماعي تفكر اصولگرايي در ميان امت حزب‌اللهي و وفادار به نظام ممكن نبود. نيروهاي حزب‌اللهي در بدنه جامعه چه در ابتداي امر و چه در حال حاضر طرفدار و حامي تفكر اصولگرايي بوده و هستند و وظيفه ما اصولگرايان اين است كه اين تفكر و بدنه اجتماعي حامي آن را ملاك هر نوع اقدام تاكتيكي يا استراتژيك در عرصه سياست قرار دهيم.بي‌دليل نيست مقام معظم رهبري در فرمايشات خود در چند سال گذشته همواره بر رسيدگي به مشكلات مردم تاكيد ويژه‌اي داشته و از هر حركتي در اين راستا استقبال كرده‌اند. اين تفكر برگرفته از انديشه‌هاي والاي امام خميني(ره) است كه در هر سياستي مردم را در كانون توجه قرار مي‌داد و با تكيه بر همين مردم، بحران‌هاي متعدد دهه 1360و در راس آنها جنگ تحميلي را پشت سرگذاشت. رقابت سياسي، برنامه‌ريزي استفاده از فرصت‌ها، همه و همه خوب است منوط به آنكه مردم به عنوان عقبه اصلي تفكر اصولگرايي متغير اصلي در تصميم‌گيري‌ها و نه سخنراني‌ها باشند. وحدت اصولگرايان جز در پرتو توجه به چارچوب‌هاي تفكر اصولگرايي محقق نخواهد شد و اين نيز در سايه پاسخگويي به دغدغه‌هاي جدي عقبه اجتماعي اصولگرايي محقق مي‌شود. اين عقبه اجتماعي از برخي بازي‌هاي سياسي ولو با عناوين و تابلوهاي مختلف ناراضي است و حتي در برخي موارد نگران است.جمهوري اسلامي:تحليل سياسي هفته«تحليل سياسي هفته»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن مي‌خوانيد؛ماه شريف و پربركت ذيحجه در اين هفته آغاز شد. اين ماه كه از نفحات قدسي و نسيم‌هاي روحبخش معنوي آكنده است به دليل تقارن با دو عيد بزرگ اسلامي از شرافت و عظمت ويژه‌اي نيز بهره‌مند گرديده است. عيدين سعيدين “قربان” و “غدير” در اين ماه جلوه گري مي‌كنند ضمن اينكه روز شريف “عرفه” هم در آن واقع است. زائران خانه خدا نيز با آمدن اين ماه در جوار قرب بيت الله و در ميقات الهي در پوششي از يكرنگي و صفا گردهم مي‌آيند تا هفته آينده اوج فرصت معنوي حج را تجربه كرده و روح خويش را صيقل دهند. شايسته است ما نيز از راه دور، دل خود را به اين كاروان معنوي گره زده و گشايش درهاي رحمت الهي و سعادت دنيا و آخرت را براي خود و ديگر مسلمانان مسئلت كنيم.هفته جاري همچنين با سالروز شهادت نهمين اختر ولايت و شمس هدايت، حضرت امام جواد عليه السلام تقارن داشت؛ امامي كه با نور علم و معرفت الهي خويش، راه سعادت را در سخت‌ترين ايام به مردم نماياند و همچون ستاره ي بود كه راههاي كمال در زمين و آسمان را به مردم نشان داد.در هفته جاري موضوع بررسي لايحه برنامه پنجم كه چشم انداز و اهداف اجرايي نظام براي يك دوره چهار ساله است، همچنان در دستور كار جلسات علني مجلس قرار داشت و فصل‌ها و مواد متعدد آن مورد تصويب قرار گرفت. آنچه در اين باره حائز اهميت است، دقت نظر و توجه ويژه نمايندگان به برنامه پنجم است كه به لحاظ بالادستي بودن برنامه‌هاي آن بايد با دقت بيشتري از لوايح بودجه مورد كنكاش مجلس قرار گرفته و معايب آن برطرف شود. دومين مورد آنكه مصوبات اين لايحه هرگز نمي‌تواند خلاف قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران باشد به عنوان مثال اگر قانون اساسي تصريح بر رايگان بودن آموزش و پرورش دارد، نبايد موادي در لايحه تصويب شود كه مدارس دولتي به خصوصي تبديل شده و مردم مجبور شوند بار مسئوليت دولت را نيز بردوش بگيرند. در مورد آموزش عالي نيز تلاش قانونگذاران بايد بر تسهيل باشد و قانوني تدوين شود كه زمينه را براي تحصيل محروم‌ترين افراد جامعه و امكان ارتقاء آنها تا عالي‌ترين سطوح آموزش فراهم سازد.اين هفته در مرور رخدادهاي مهم خارجي،‌ حوادث و تحولات عراق و بازتاب انتخابات آمريكا و شكست سنگين دمكراتها، اهم رويدادهاي خبري بودند. در عراق تشكيل نشست اربيل و گرد آمدن سران گروههاي سياسي مطرح عراق، به عنوان نقطه عطفي در تحولات سياسي 8 ماهه اخير اين كشور يعني از زمان برگزاري انتخابات مجلس، محسوب مي‌شود. نشست اربيل درحالي برگزار شد كه 8 ماه از انتخابات اسفند ماه عراق مي‌گذرد و اين كشور از داشتن دولت محروم مانده است چرا كه گروههاي سياسي از دستيابي به تفاهم براي تشكيل دولت، به دليل مداخلات خارجي و زياده‌خواهي برخي گروهها، باز مانده‌اند.در تازه‌ترين تحول، روز گذشته نوري مالكي اعلام كرد روز پنجشنبه (امروز) دولت جديد تشكيل خواهد شد. امروز طبق توافق گروهها و اعلام “فواد معصوم” رئيس موقت مجلس عراق، جلسه مجلس جديد اين كشور تشكيل خواهد شد. بدون ترديد جلسه امروز بسيار حساس و با اهميت خواهد بود و قطعاً هر تصميمي كه از اين جلسه بيرون آيد مي‌تواند در ترسيم آينده سياسي عراق نقش اساسي داشته باشد.با اينحال هنوز مسائلي وجود دارد كه باعث مي‌شود نتوان خوش بيني قاطعي نسبت به پايان بحران و بلاتكليفي 8 ماهه در صحنه سياسي عراق داشت. روز گذشته در دومين جلسه نشست گروههاي سياسي عراق، اياد علاوي رئيس گروه العراقيه و رقيب اصلي جناح شيعه حضور نداشت. اگرچه مقامات ذيربط اجلاس، غيبت علاوي را به كسالت جسمي و بيماري ربط دادند ولي برخي منابع عراقي، عدم حضور علاوي را به اعتراض وي نسبت به روند نشست مرتبط دانستند. به گفته اين منابع، علاوي گفته است در نشست جديد، موضوع تازه‌اي وجود ندارد و مواضع طرفين تكرار مطالب گذشته است. اين وقايع، خوش بيني‌ها را كمرنگ مي‌كند و احتمال ادامه بن بست سياسي را گوشزد مي‌نمايد.كشمكش گروههاي سياسي بر سر تقسيم قدرت درحالي است كه مردم عراق در وضعيت رقت بار امنيتي، اقتصادي و اجتماعي به سر مي‌برند و وقوع چند انفجار مرگبار طي هفته گذشته نزديك به 100 عراقي را به كام مرگ كشاند و شمار كثيري را نيز مجروح و مصدوم كرد. ملت عراق از بازي گروههاي سياسي خسته شده‌اند و از بي توجهي سران اين گروهها به وضعيت وخيم و شرايط طاقت فرسايي كه مردم در آن به سر مي‌برند، خشمگين هستند. عراقي‌ها اينك به دنبال آن هستند كه امنيت به جامعه باز گردد و سايه اشغالگران از سرشان كوتاه شود.آرمان:تلاش صهيونيست‌ها براي شکست مذاکرات آتي هسته‌اي«تلاش صهيونيست‌ها براي شکست مذاکرات آتي هسته‌اي»عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم سيد صادق خرازي است كه در آن مي‌خوانيد؛ به دنبال پيروزي جمهوري خواهان در انتخابات ميان دوره‌اي کنگره آمريکا، مقامات رژيم صهيونيستي که پس از قطع گفت وگوهاي صلح با فلسطيني‌ها در لاک خود فرو رفته بودند از اين پيروزي به وجد آمده و دوباره تحرکات سياسي و تبليغاتي خود را شدت بخشيده‌اند.از ديد کارشناسان امور آمريکا، با بدست گرفتن مجلس نمايندگان توسط جمهوري خواهان و کاهش نفوذ دموکرات‌ها در مجلس سناي آمريکا، قدرت اوباما در صحنه داخلي آمريکا ‌ کاهش يافته و در صحنه بين‌الملل نيز اوباما قادر نخواهد بود در همه زمينه‌هايي که در دو سال اول ابتکار داشت به کار خود با همان قوت ادامه دهد. يکي از اين موضوعات نوع تعامل آمريکا و اسرائيل است که گفته مي‌شود در دوسال آينده شديداً تحت تأثير قدرت يافتن دوباره جمهوري خواهان در صحنه سياسي آمريکا قرار خواهد گرفت.به عبارت ديگر فشار جمهوري خواهان به اوباما براي ملايم برخورد کردن با اسرائيل از يک سو و نگراني اوباما از فعاليت منفي لابي اسرائيل عليه وي در انتخابات سال 2012 از سوي ديگر باعث خواهد شد که باراک اوباما در برخورد با رژيم اسرائيل در طول دو سال آينده کاملاً‌ با احتياط برخورد کند.براي رهبران صهيونيست‌ها هيچ خبري خوشحال‌کننده‌تر از پيروزي جمهوري خواهان و به تبع آن کاهش فشار اوباما برآنان نبود. آنها با علم به اين موضوع بلافاصله فعاليت‌هاي ديپلماتيک و تبليغاتي خود را آغاز کرده در اين مسير تحرک خود را بر تبليغات سوء عليه جمهوري اسلامي ايران متمرکز کرده‌اند.نتانياهو در سفر به شهر نيواورلئان آمريکا با جوبايدن ملاقات کرد و به وي گفت که تنها راه ترغيب ايران به دست برداشتن از برنامه هسته­اي‌اش تهديد نظامي صريح عليه ايران است. وي سخنان مشابهي را در جمع يهوديان آمريکا مطرح کرد. چند روز قبل از آنان نيز وزير دفاع اسرائيل طي سخناني در کانادا از پيشرفت در مذاکرات آتي ايران و 1+5 اظهار نااميدي کرد و گفت هدف ايران مقابله با کل جهان است.تحرکات جديد صهيونيست‌ها با چند هدف صورت مي‌گيرد: ايجاد جو منفي بين‌المللي در خصوص موفقيت‌آميز بودن مذاکرات آتي ايران و 1+5 قبل از آغاز مذاکرات انحراف اذهان عمومي جهان از موضوع سلاح‌هاي هسته‌اي رژيم صهيونيستي و لزوم برخورد با آن. از اولويت خارج کردن موضوع مذاکرات با فلسطيني‌ها و فشار برآنها براي شروع مذاکرات بدون توقف شهرک‌سازي.جالب توجه است که يک روز بعد از ملاقات نتانياهو با بايدن،وزارت کشور اسرائيل اعلام کرد که برنامه­ ريزي براي ساخت 1300 آپارتمان در شرق بيت‌المقدس را آغاز کرده‌اند. اعلام موضع مشابه توسط وزارت کشور آن رژيم در ماه مارس گذشته در خصوص شهرک سازي در سرزمين اشغالي همزمان با سفر بايدن به اسرائيل روابط آمريکا و رژيم صهيونيستي را تا حدودي تيره ساخت و مقامات آن رژيم در زمينه دخالت آمريکا در فرآيند صلح در خاورميانه با احتياط بيشتري برخورد مي‌کردند.آفرينش: اجلاس کشور هاي درياي مازندران و رويکرد ما«اجلاس کشور هاي درياي مازندران و رويکرد ما»عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم علي رمضاني است كه در ان مي‌خوانيد؛اين روزها بار ديگر بحث برروي درياي مازندران حقوق کشور هاي ساحلي و نوع تقسيم بندي آن در ميان 5 کشور ساحلي اين بزرگترين درياچه جهان بالا گرفته است و نشست ها و همايش هايي در اين راستا برگزار شده و مي‌شود در اين راستا گذشته از اجلاس گروه کاري رژيم حقوقي درياي خزر در تهران و اجلاس مهم سران کشور هاي حاشيه درياي مازندران را به زودي در باکو خواهيم داشت همين امر اهميت توجه به اين مساله را در کشورما را نيز بالابرده است.چه اينکه در دو دهه گذشته اين کشور ما بوده است که به نوعي شاهد بازي هاي چند گانه روسيه در اين دريا بوده و همين امر دسترسي به توافقي چند جانبه را مشکل کرده است در اين حال هر چند برگزاري دومين اجلاس سران كشورهاي ساحلي خزر در تهران در سال 2007 و توافقات آن زمينه ساز همكاري‌هاي جديد در خصوص درياي خزر وآغاز مذاكرات مربوط به تدوين موافقتنامه همكاري‌هاي امنيتي، تشكيل كنفرانس همكاري‌هاي اقتصادي كشورهاي ساحلي درياي خزر و نهايي شدن پروتكل‌هاي الحاقي به كنوانسيون حفاظت از محيط زيست درياي خزر شد اما همچنان بحث نوع سهم گيري آينده کشور ما از اين دريا مطرح است سهمي که با توجه به رويکرد هاي کشور ها شمالي اين درياچه تا حدود زيادي برخلاف منافع ملي ايرانيان عنوان شده است.يعني کشور هاي شمالي اين دريا از يک طرف کوشيده اند با قراردادهاي دوجانبه حدود و منافع خود را از اين دريا مشخص کنند و از سوي ديگر نيز اين کشور ما بوده است که نظاره گر عملکرد اين کشور ها در چگونگي تقسيم دريا بوده و عملا نتوانسته آنگونه که بايد در راستاي حفظ منافع ملي خود از درياي مازندران حرکت کند در اين راستا بسياري ازکارشناسان نيز معتقدند که ايران به موجب عهدنامه هاي 1921 و 1940 داراي حقوق مساوي و برابر و مشترک با شوروي سابق بوده است ودر نتيجه قراردادهاي دوجانبه غير قانوني سالهاي گذشته بين کشور هاي شمالي دريا حقوق ما ايرانيان دچار تضعيف فاحشي شده است لذا اکنون بر ماست تا درراستاي حفاظت از حقوق خود در اين دريا بيشتر از هر زماني در سياست خارجي بر منافع ملي کشور در اين دريا تاکيد کنيم دراين بين بايد گفت هرچند تدوين كنوانسيون رژيم حقوقي درياي خزر مي تواند زمينه مناسبي را براي توسعه همكاري‌هاي منطقه‌اي در اين حوزه در ابعاد اقتصادي، سياسي و امنيتي به ارمغان آورد اما مهمتر از همه اين امور حفظ منافع ملي کشور در اين درياست چه اينکه هم اينک نيز اين کشور ما بوده است که به نگاه برخي از کارشناسان بازنده اصلي قراردادهاي دوجانبه ساير کشور ها ي اين حوزه و داراي کمترين سهم اختصاصي در ميان توافقات پنهان و آشکار کشورهايي نظير روسيه با کشورهاي ديگر اين حوزه بوده است امري که در صورت نداشتن جديت در سياست خارجي و پيگيري منافع ملي کشور پيامد هاي بلند مدتي بر ايران خواهد گذارد .جهان صنعت:اوباما در تکاپوي خروج از بحران‌«اين صدا خاموش نمي شود»،«همه تقصيرها گردن مردم است نه مسئولان!»،«استقبالي متفاوت‌تر از متفاوت»،«وحدت اصولگرايان و اصول وحدت»،«اوباما در تکاپوي خروج از بحران»عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم حميدرضا آريان‌پور است كه در آن مي‌خوانيد؛ شکست سياسي هفته گذشته اوباما در انتخابات ميان دوره‌اي آمريکا که به دلايل اقتصادي روي داد اگر با ادامه ناکامي‌هاي اقتصادي دموکرات‌ها همراه شود، مي‌تواند دولت اوباما را به اتخاذ مواضعي چالش برانگيزتر در عرصه بين‌المللي وادار کند.اوباما گرچه در هند و اندونزي بردهاي سياسي و اقتصادي بزرگي به دست آورد، در نشست سئول براي قانع کردن 19 کشور ديگر عضو گروه   20G در مورد 600 ميليارد دلاري که بناست فدرال رزرو آمريکا به اقتصاد اين کشور تزريق کند، ماموريت سختي پيش‌رو دارد.اين تزريق پول که باعث نگراني کشورهاي دنيا شده است در صورتي که به فاصله گرفتن ايالات متحده از ديگر کشورها در نشست 20 کشور صنعتي و نوظهور بينجامد و در ميان مدت و دراز مدت عامل تاثيرهاي کوچک و بزرگ بر شرايط زندگي آمريکاييان شود ممکن است دموکرات‌ها را در مسيري ديگر پيش ببرد.جدا از نشست  20 G، هر ناکامي مالي و اقتصادي در شرايطي که جمهوريخواهان اندک زماني پس از به دست گرفتن کنترل مجلس نمايندگان آمريکا خواهان برخورد شديدتر با کشورمان ايران شده‌اند، مي‌تواند اوباما و همفکران دموکراتش را بر آن دارد تا با موضعي تندتر در برابر مساله هسته‌اي ايران ظاهر شوند شايد که اين موضوع با اقبال جامعه سياسي آمريکا روبه‌رو شده و آنها را در انتخابات رياست‌جمهوري آينده آمريکا قدري ياري کند. دنياي اقتصاد:مردم با هدفمند كردن يارانه‌ها چگونه همراه مي‌شوند«مردم با هدفمند كردن يارانه‌ها چگونه همراه مي‌شوند»عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمد صادق جنان صفت است كه در آن مي‌خوانيد؛اخبار، گزارش‌ها، تحليل‌ها و تفسيرهاي پرشمار رسمي و برخي اخبار غيررسمي كه روزانه درباره پيامدهاي هدفمندكردن يارانه‌ها از سوي رسانه‌هاي گوناگون منتشر مي‌شود، فضاي ذهني و زندگي ايرانيان ساكن در سرزمين را پر كرده و به دغدغه اصلي شهروندان تبديل شده است. اين روزها، اما شمار و غلظت اخباري كه در آن هشدار، اخطار و نوعي تهديد ديده مي‌شود بر اخباري كه از سوي مديران اقتصادي بيان مي‌شود، سبقت گرفته است كه نوعي تحول معنادار به حساب مي‌آيد.مسوولان سياسي و اقتصادي دولت و برخي مقام‌هاي خارج از حوزه‌هاي ياد شده تاكيد دارند، پيامدهاي اجراي قانون بايد گونه‌اي باشد كه كمترين دردسر را داشته و شهروندان به ويژه ‌گروه‌‌هاي كم درآمد كمترين آسيب احتمالي را تجربه كنند.بازگويي و اصرار مسوولان در توضيح انواع بسته‌هاي سياسي و حمايتي كه از طرف كارگروه اصلي اجراي قانون هدفمند كردن يارانه‌ها تهيه شده است، نشان دهنده گستردگي نقاط مماس قانون با گروه‌هاي گوناگون اجتماعي است. مسوولان نيك مي‌دانند اجراي قانوني با اين حجم از تحولات و تغييرات احتمالي و با اين سطح از گستردگي بدون همراه‌سازي همه شهروندان كار دشواري است و به همين دليل است كه بر اين موضوع متمركز شده و تلاش‌ مي‌شود كه گروه‌هاي گوناگون اجتماعي با اجراي قانون سازگار شوند.از ضرورت‌هاي اجتناب‌ناپذير اين خواسته‌ نهاد دولت و ساير نهادهاي قدرت در همراه شدن مردم، يكي هم اين است كه اطلاع‌رساني دقيق، علمي، كارآمد و موثر صورت پذيرد كه تا اين جاي كار به نظر مي‌رسد كاميابي چنداني حاصل نشده است. يك مساله ديگر اين است كه شهروندان ايراني را بايد يك كل واحد ديد و از تكه تكه كردن آنها به «اصناف» ، «توليدكنندگان»، «مصرف‌كنندگان» «تجار و واردكنندگان» و … اجتناب شود.وقتي حدود 3 ميليون خرده‌فروش در ايران فعاليت دارند، وقتي ده‌ها هزار توليدكننده كوچك در ايران فعاليت مي‌كنند، وقتي كه هر ايراني در هر فعاليت يك مصرف‌كننده نيز هست، نبايد كاري كرد كه هر گروه اجتماعي توپ را به زمين ديگري فرستاده و سخناني بر زبان آورد كه از همين حالا صنف و گروه ديگر را مسوول برخي نابساماني‌هاي احتمالي معرفي كند.ضرورت سوم در مسير همراه شدن واقعي شهروندان براي مواجهه منطقي و عقلاني با پيامدهاي اجراي قانون هدفمند شدن يارانه‌ها، اجتناب از خوش‌بيني افراطي است. اگر مسوولان سياسي و اقتصادي مي‌دانند كه در هر طرح و تحول بزرگي با گستردگي اجراي قانون هدفمند شدن يارانه‌ها، دست‌كم در كوتاه‌مدت تحولاتي بعضا غيرقابل پيش‌بيني در دخل و خرج و كسب‌وكار شهروندان ايجاد مي‌شود، نبايد واقعيت ياد شده را پنهان كرد و مدام از خوشي و شادماني گفت. شهروندان ايراني پذيرفته‌اند كه اين قانون- در صورتي كه اتفاق غيرمنتظره‌اي رخ ندهد- اجرا مي‌شود و از مسوولان انتظار دارند كه در زمان اجرا، نهايت كارآمدي و تدبير را به كار گيرند. تدبير درست و كارآمد اين است كه همه گوشه و كنارهاي اجراي قانون و تاثيرات آن در حوزه‌هاي متفاوت ديده شده و از دميدن روحيه اغراق‌ چه در شكل خوش‌بينانه و چه بدبينانه اجتناب شود.