دسته‌ها
خرید

خرید لباس ورزشی گزيده سرمقاله‌ روزنامه‌هاي صبح امروز

رسالت«فرصتي براي فلسفه اسلامي» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن مي‌خوانيد:سازمان آموزشي، علمي و فرهنگي ملل متحد “يونسكو”، چندي پيش با انتشار بيانيه‌اي از انصراف خود در برگزاري كنگره روز جهاني فلسفه در ايران خبر داد. اين اقدام شتابزده واکنشهاي مختلفي را در محافل فلسفي داخل و خارج از کشور برانگيخت. روز جهاني فلسفه تاکنون در کشورهاي مراكش، تركيه، ايتاليا و روسيه برگزار شده است و با توجه به رايزني‌هاي صورت گرفته از دوسال پيش، مقرر شده بود دوره هشتم كنگره بين‌المللي فلسفه 2010 در ايران برگزار شود.خانم ايرينا بوكووا، مدير كل سازمان تربيتي، علمي و فرهنگي ملل متحد در بيانيه خود اشاره‌اي به دلايل اصلي انصراف يونسکو از برگزاري اين همايش در ايران نكرده و تنها آورده است: “شرايط لازم براي تضمين برگزاري بدون مشكل يك كنفرانس بين‌المللي متعلق به سازمان ملل در ايران فراهم نشده است.” بسياري از تحليلگران و فلسفه پژوهان بر اين باورند اين اقدام عجولانه، سياست زده و در راستاي پروژه منزوي کردن جمهوري اسلامي ايران بوده و اعتبار علمي و اخلاقي يونسکو را جريحه دار کرده است.‏سازمان آموزشي، علمي و فرهنگي ملل متحد “يونسكو”، چندي پيش با انتشار بيانيه‌اي از انصراف خود در برگزاري كنگره روز جهاني فلسفه در ايران خبر داد. اين اقدام شتابزده واکنشهاي مختلفي را در محافل فلسفي داخل و خارج از کشور برانگيخت. روز جهاني فلسفه تاکنون در کشورهاي مراكش، تركيه، ايتاليا و روسيه برگزار شده است و با توجه به رايزني‌هاي صورت گرفته از دوسال پيش، مقرر شده بود دوره هشتم كنگره بين‌المللي فلسفه 2010 در ايران برگزار شود.خانم ايرينا بوكووا، مدير كل سازمان تربيتي، علمي و فرهنگي ملل متحد در بيانيه خود اشاره‌اي به دلايل اصلي انصراف يونسکو از برگزاري اين همايش در ايران نكرده و تنها آورده است: “شرايط لازم براي تضمين برگزاري بدون مشكل يك كنفرانس بين‌المللي متعلق به سازمان ملل در ايران فراهم نشده است.” بسياري از تحليلگران و فلسفه پژوهان بر اين باورند اين اقدام عجولانه، سياست زده و در راستاي پروژه منزوي کردن جمهوري اسلامي ايران بوده و اعتبار علمي و اخلاقي يونسکو را جريحه دار کرده است.‏ اما به زعم راقم اين سطور کناره گيري يونسكو از برگزاري همايش روز جهاني فلسفه در تهران علاوه بر جنبه هاي سياسي حاوي نکات مبنايي ديگري است که واکاوي برخي از آنها در اين وجيزه خالي از لطف نيست.‏‏1- ارزش فلسفه در جهان امروز بر هيچ کس پوشيده نيست. فلسفه، از تفکر بر خاسته است و به پرسش و پاسخ درباره مسائل بسيار كلي و جايگاه خدا، انسان و طبيعت مي پردازد. فلسفه مبني بر هستي شناسي مي باشد چرا که معتقداست “تلاش اصلي فلسفه جهت شناخت هستي است” و لذا در پي آن است تا حقيقي ترين موجودات را شناسايي کند.اساسا علمي را که از احوال موجود مطلق، بحث مي کند يا علمي که از احوال کلي وجود گفتگو مي کند يا مجموعه قضايا و مسائلي که پيرامون موجود بما هو موجود مطرح مي شود را فلسفه گويند. امروزه ديدگاه فلسفي حاکم بر جهان ليبراليستي است.مردم سالاري«گنجينه حماسه هاي يک ملت» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم حجت الاسلام و المسلمين سيد حسن خميني است كه در آن مي‌خوانيد:در ظلمت سياهترين صفحات تاريخ ايران، نام آشنايان زيادي در کنار مردم ايستادند تا سمت قبله عالمي را از شاهنشاهان بستانند و سنت ديرينه تعظيم و تکريم از همايونان مطلق الاختيار را بشکنند تا مردم ايران زمين را چنان که در خورند، عزتمند و سرافراز گردانند.انقلاب اسلامي ايران تحقق آرمان آزادي خواهاني است که در هر برهه از سيطره حکومت هاي جور ظهور کردند تا به حد آگاهي و دانش روزگار خويش، در عينيت بخشيدن به آرمانشهر فضيلت و کرامت انساني و به ثمر نشاندن هدفي که امروز با عنوان مردمسالاري مي شناسيم، سهيم باشند.بدون ترديد قيام و انقلاب مردم ايران، جمهوري اسلامي و حکومت ديني و تحقق حاکميت حکم خدا و ملت بر سرنوشت کشور، جز در سايه مجاهدت ها و مبارزات امام خميني (ره) مفهومي ندارد; رهبري با نفوذ که جريانات و گروه هاي مبارز از جبهه هاي مختلف را زير بيرق نهضت مردمي و اسلامي ايران متحد و بسيج کرد اما پرواضح است که پيروزي اين نهضت نيز مرهون تلاش ها و رشادت هاي همرهان و مبارزاني است که در رکاب امام (ره) مخاطرات راه آزادي و سربلندي را به جان خريدند. حضرت آيت الله پسنديده برادر ارشد امام خميني(ره)، از نزديکترين منتسبين حامي انقلاب، وکيل تام الاختيار حضرت امام(ره) و از اصلي ترين پشتوانه هاي انقلاب، از بدو مبارزات در نهضت اسلامي تا به بار نشستن مجاهدات در نظام جمهوري اسلامي بوده است که هيچ گاه در روزگار غربت و مظلوميت مبارزه، تبعيد و زندان، ايشان را تنها نگذاشت. او هفت سال زودتر از حضرت امام (ره) چشم به جهان گشود و هفت سال ديرتر چشم از جهان فروبست تا راوي گفتني ها از تاريخ نانوشته و ناگفته ها از پشت پرده رازها و مکنوناتي باشد که در سينه امام(ره) سربه مهر ماند.حضرت آيت الله پسنديده از تاثير گذارترين روحانيون مطرح در حوزه فقه و اصول و کلام و سياست بود که تنها دغدغه دين پژوهي و دين داري و دين گستري نداشت; انگيزه هاي ميهن دوستانه، ايشان را به يکي از شناخته شده ترين چهره هاي عرصه سياست و ديانت تبديل کرد تا به واسطه اقدامات خود که به حسب وظيفه و تکليف انجام داد، از تاثيرگذارترين افراد در بزنگاه هاي تاريخي دوره حياتش باشد.حکايت بزرگ مردان و نيک انديشان پيش از خود را زياد شنيده و خوانده بود، از نوجواني کنجکاوي ها درباره دلمشغولي هاي بعضي از بزرگان کرده بود تا “يک کلمه” او را بشناسد و بشناساند به آناني که در پي زيستن در جامعه اي مدني و قانون مدارند.ايشان شاهد نخستين انتخابات جدي صنفي در ايران بود و متاثر از “عدل مظفر” در صدور فرمان مشروطيت، نقطه عطف تاريخ مبارزات آزاديخوهانه را نظاره و مطالبات قاطبه مردم را براي رفاه و امنيت و مشارکت در تعيين سرنوشت خود لمس کرد.  حضرت آيت الله پسنديده که خون خميني ها را در رگ داشت، همچون امام(ره) و پدر بزرگوارشان شهيد آقا سيد مصطفي خميني، هيچ گاه ظلم را برنتابيد; وقتي با به تخت نشستن رضاخان به نابساماني هاي اجتماعي دامن زده شد، کشور در آستانه هرج و مرج هاي داخلي قرار گرفت و تعرض به جان و مال و ناموس مردم با تمسک به آيه شريفه “القارعه مالقارعه” و تحريف معناي آن که چپاول و غارت دستور قرآن است، آزاد شد و عده اي قلدرماب هيزم در آتشدان فتنه اجنبي ها افکنده، براي کودتاي انگليسي ها زمينه چيني مي کردند، حضرت آيت الله پسنديده در مقابل نابرابري ها و بي عدالتي ها ايستاد، بيت پدري در خمين را مامن مردم بي پناه کرده و اسلحه بر دوش، متهورانه براي حفاظت از آنها به درگيري فيزيکي با ژاندارم هاي سوئدي تن در داد.جمهوري اسلامي«تله افغانستان» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن مي‌خوانيد:همزماني اظهارات وزير دفاع جديد فرانسه درباره افغانستان با پررنگ شدن معضل افغانستان در اجلاس كشورهاي عضو ناتو در پرتغال را نمي‌توان يك اتفاق ساده پنداشت.آلن ژوپه، وزير دفاع فرانسه اعلام كرد افغانستان براي تمامي كشورهاي غربي كه در آن نيرو مستقر كرده‌اند به يك “تله” تبديل شده است. اين اظهارات وزير دفاع فرانسه درحالي ابراز مي‌شود كه كشورهاي عضو ناتو در نشستي دو روزه در ليسبون، مركز پرتغال حضور يافتند تا به بررسي مسائل مهمي بپردازند كه يكي از آنها مساله افغانستان و چگونگي رويارويي غرب با معضل و بحراني است كه به مفهوم كامل كلمه، غرب را مستأصل ساخته است.همانگونه كه پيش بيني مي‌شد اعضاي ناتو بر سر ادامه حضور در افغانستان تا سال 1393 به توافق رسيدند ولي اين توافق در فضايي حاصل شد كه يأس و نا اميدي برآْن مستولي بود.وزير خارجه آمريكا و وزير دفاع اين كشور، در آستانه برگزاري اجلاس، كوشيدند اوضاع افغانستان را اميدوار كننده جلوه دهند و با تكرار اين موضوع كه اوضاع امنيتي درحال پيشرفت است، تلاش كردند به اعضاي ناتو براي باقي ماندن در كنار آمريكا در بحران افغانستان روحيه بدهند، درحالي كه واقعيت اين چنين نيست. عقب نشيني آمريكا از تعيين جدول زماني توسط باراك اوباما، كه خروج نيروهاي آمريكائي از افغانستان را سال آينده اعلام كرد و تعويق خروج نيروها تا سال 1393، بارزترين دليل وخامت اوضاع در افغانستان و شكست تدابير اتخاذ شده غرب در مهار بحران اين كشور مي‌باشد.در نشست ليسبون با اينكه سال 1393، موعد خروج نيروهاي ناتو از افغانستان اعلام شد ولي هم دبيركل ناتو و هم باراك اوباما تاكيد كردند كه احتمال ادامه حضور نيروها پس از تاريخ مقرر وجود دارد. اين مواضع ضد و نقيض، سردرگمي حاكم بر اردوگاه ناتو را نشان مي‌دهد.9 سال قبل كه آمريكا با فرصت طلبي از فضاي ناشي از انفجارهاي مشكوك 20 شهريور 1380 به افغانستان لشكركشي كرد پيش بيني مي‌كرد كه اين كشور دچار هرج و مرج ولي برخوردار از موقعيت مهم و استراتژيك را به سادگي به تسلط درخواهد آورد و به يكي از اهداف ديرينه خود، يعني حضور در منطقه‌اي كه بر روسيه، چين، ايران و خليج فارس اشراف دارد دست خواهد يافت.واشنگتن براي توجيه تهاجم نظامي غيرقانوني اش، مستمسك مبارزه با تروريسم را پيش كشيد كه متاسفانه مجامع بين‌المللي و سازمان‌هاي جهاني نيز با اينكه از دروغ بودن اين دستاويز واشنگتن خبر داشتند در برابر اين لشكركشي و اقدام جنگ افروزانه سكوت اختيار كردند.با اينحال، با گذشت زمان روياهاي سياست گذاران آمريكا و متحدان اروپايي آنها به سرعت در افغانستان رنگ باخت و سرانجام به كابوس تبديل شد و اكنون پس از گذشت 9 سال نه تنها غرب به هيچ يك از اهدافش در افغانستان دست نيافته است بلكه به اعتراف وزير دفاع فرانسه و بسياري ديگر از سياستمداران غربي، خود در تله افغانستان گير افتاده است.غربي‌ها در تبليغات خود چنين وانمود مي‌كردند كه افغانستان را به كشوري امن و پيشرفته تبديل خواهند كرد كه مورد رشك و حسد ديگر كشورها قرار مي‌گيرد ولي نه تنها اينگونه نشده است بلكه به اذعان منابع غربي اوضاع به نقطه صفر بازگشته است. امروزه غربي‌ها نه تنها براي مردم افغانستان امنيت و آسايش فراهم نكرده‌اند بلكه حتي قادر به تأمين امنيت نيروهاي خود نيز نيستند و هر روز كه مي‌گذرد فرياد مردم كشورهاي غربي از افزايش تلفات هم وطنان خود در افغانستان بلندتر مي‌شود بگونه‌اي كه در سال جاري، به دليل افزايش بي سابقه مرگ نظاميان غربي، به خونبارترين سال براي ناتو در افغانستان تبديل شد.تهران امروز«جنگل تنهاي تنهاي گلستان»عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم اكبر هاشمي است كه در آن مي‌خوانيد:باوراينكه يك چوب كبريت مي‌تواند ميليون‌ها هكتار جنگل را به آتش بكشد سهل‌تر از پذيرش آن است كه يك بالگرد بتواند آتش 14 ميليون هكتار جنگل را خاموش كند.شهريور سال 1386 فاطمه واعظ جوادي اگرچه حاضر نشد درمراسم رسمي رونمايي گشت هوايي محيط زيست، سواركابين هواپيماي دونفره«جايروكوپتر» اسپانيايي شده و با آن چرخي در آسمان تهران بزند و ترجيح داد به اصرار عكاسان و در حضور آنان، فقط براي يادگاري چند فريمي عكس بگيرد.آن روز واعظ خبر داد كه مجموع بودجه سازمان متبوعش براي خريد بالگردهاي گشت هوايي 700 ميليون تومان است و در پايان 4 سال مديريتش هم بر اين سازمان در پايان نامه رياستش تنها به راه‌اندازي گشت هوايي در 5 استان و خريداري هواپيماهاي 2 نفره اشاره كرد.اما چندي بعد خبر آمد كه پنج فروند هواپيماي فوق سبك فجر (SAVANA ) استان‌هاي گيلان، خراسان رضوي و فارس به دليل كارشناسي نبودن خريدها به شركت‌هاي پيمانكار واگذار شد.بماند كه در موردنحوه استفاده تفريحي از اين هواپيماها هنوز هم پرونده‌هايي در سازمان بازرسي كل كشور و ديوان محاسبات استان‌هاي مربوطه در حال رسيدگي است. انگار از مجموع هواپيمايي كه براي يگان هوايي محيط زيست خريداري شده بود تنها«جايرو كوپتر» پايتخت نشين، خوش عاقبت بود.البته عاقبت بخيري اين هواپيماي سبك هم سبك بود. شايد كمي بيشتر شايد هم كمي كمتر از يك سال و نيم است كه آسمان محيط زيست استان تهران ديگر هواپيمايي ندارد. چه با استعفاي تنها خلبان قراردادي اين هواپيما آنهم به دليل عدم پرداخت فاكتور 4 ميليون توماني تعميرات هواپيما، عملا پايتخت 14 ميليوني ايران هم بدون هواپيمايمحيط زيست ماند.كيهان«فلسطين در چند قدمي انتفاضه جديد»عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم سعدالله زارعي است كه در آن مي‌خوانيد:«مقاومت جديد در فلسطين شروع شده است، ما مقاومت قبل از ورود دايتون را به كنترل درآورده ايم اما اوضاع سرزمين هاي كرانه باختري، قدس و جنين نشان مي دهد كه ما با مقاومتي مواجه ايم كه آن را نمي شناسيم.»اين بخشي از اظهارات يك مقام ارشد امنيتي اسرائيل است كه در مجلس اين رژيم مطرح شده است. «شالوم» در اين گزارش با نگراني از مسئولان رژيم صهيونيستي مي خواهد كه درباره طرح هاي محدودسازي فلسطينيان احتياط را از دست ندهند و به اقدامات تشكيلات خودگردان در دستگيري فلسطيني ها و اعمال كنترل شديد بر مقاومت در كرانه باختري دلخوش نباشند چرا كه ممكن است كار از همان نقطه اي كه آنان آن را مطلوب به حساب مي آورند، خراب شود.يك بار مقاومت فلسطين تحت تاثير طرح «دايتون»- فرستاده ويژه جرج بوش به فلسطين در سال 2002- دچار مشكلات عظيم داخلي شد. دايتون يك طرح چند ماده اي آورد كه شامل پايان دادن به مقاومت فلسطين و انتفاضه دوم بود براساس يكي از مواد اين طرح، نيروهاي آمريكايي چندهزار نيروي تحت امر سلطه فلسطيني -تشكيلات خودگردان- را براي سركوب انتفاضه و خلع سلاح مبارزان فلسطيني آموزش دادند و وارد عمل نمودند. از آن سال تا اوائل سال 2009 كه جنگ 22 روزه در غزه اتفاق افتاد، درگيري فلسطيني-اسرائيلي به درگيري فلسطيني- فلسطيني تبديل گرديد. از اين رهگذر پليس محمود عباس در كرانه باختري روداردن حدود 2000 عضو جنبش جهاد اسلامي و حدود 8000 عضو جنبش حماس و حدود 2000 عضو ساير گروههاي مبارز فلسطيني را بازداشت كرد كه هنوز هم در بازداشت به سر مي برند. بازداشت حدود 12000 فلسطيني تاثير منفي قابل توجهي بر انتفاضه فلسطين داشت.مشكل فلسطيني ها فقط اين نبود كه هزاران عضو فعال انتفاضه در بازداشت به سر مي بردند بلكه مشكل اين بود كه فلسطيني شدن منازعه مانع برخورد جدي سازمانهاي مقاومت با تشكيلاتي بود كه اعضاي آنان را به اسارت درآورده بود. فلسطيني نماهايي كه با رژيم اشغالگر به اتحاد استراتژيكي و يا تاكتيكي رسيده بودند، مبارزان فلسطين را دشمن خويش مي دانستند و در برخورد با آنان ترديد نمي كردند ولي سازمانهاي مقاومت، نمي خواستند مبارزه با رژيم اشغالگر را به «مبارزه با خائنين» تبديل نمايند.اما موضوعي كه اين روزها در فلسطين جريان دارد از بازداشت هزاران فلسطيني مبارز فراتر رفته و شكل خطرناك تري به خود گرفته است. دو هفته پيش محمود عباس رئيس سلطه فلسطيني با صراحت گفت: «اگر آقاي نتانياهو قانع شود كه صلح يك ضرورت اسرائيلي است، ظرف يك هفته همه چيز حل و فصل مي شود» بعضي خبرهاي ديگر بيانگر آن است كه تشكيلات خودگردان -سلطه- فلسطين از بيت المقدس چشم پوشيده و بازگشت آوارگان را ناشدني ارزيابي كرده است. اين در حالي است كه در جريان مذاكرات اسلو و مادريد- كه آنهم خيانت بار بود چرا كه از نظر فلسطيني هاي ساكن در سرزمين هاي اشغالي و فلسطيني هاي آواره هرگونه تنازل در برابر رژيم اشغالگر غيرقابل قبول است- گروه مذاكره كننده فلسطين بر پايتختي قدس براي كشور فلسطين و بازگشت آوارگان فلسطيني به خانه و كاشانه شان تاكيد كرده بود. نتانياهو اميدوار است موضع جديد محمود عباس و سازمان تحت امر او كه موضع اقليتي خود فروخته به حساب مي آيد، فلسطين را در شرايط دشواري قرار دهد.محمود عباس مي گويد اگر اسرائيل صلح را نياز خود بداند ما مي توانيم ظرف يك هفته به «توافق جامع» دست پيدا كنيم اين يك طرح و سخن فلسطيني نيست، سران رژيم صهيونيستي بعد از امضا، توافق اسلو و مادريد- سالهاي 1370 و 1372- سخن خود را از «زمين در برابر صلح» كه مبناي توافق هاي ياد شده بود به «صلح در برابر صلح» تغيير دادند و بر فشار خود به فلسطيني ها افزودند تا جايي كه چند سال مذاكره كنندگان فلسطيني در اسلو و مادريد را در ساختماني در شهر رام الله- مركز سلطه فلسطيني به رهبري عرفات- زنداني كرده و اجازه نمي دادند كسي به ديدار آنان برود و يا آنان از رام الله خارج شوند. سخن محمود عباس بيانگر آن است كه فلسطيني ها بايد رژيم صهيونيستي را به همراه واگذاري قدس و اخراج دائمي حدود 5 ميليون فلسطيني كه در كشورهاي اردن، سوريه، لبنان و مصر به شكل محنت باري در اردوگاهها زندگي مي كنند را بپذيرند اين يعني دفن كامل آرمان فلسطين.ابتكار«آزادي رهبرمخالفان برمه و پيام‌هاي آن براي کشورهاي مرتجع منطقه»عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم جاماسب محمدي بختياري است كه در آن مي‌خوانيد:در هفته گذشته تحولي بزرگ در کشوري کوچک وشرقي رخ داد که اين رخداد در صدر اخبار رسانه‌هاي جهان و مهمترين بحث سياسي محافل خبري جهان بود.”آنگ سن سوچي ازرهبران مخالف دولت برمه وبرنده جايزه صلح نوبل ازحصر خانگي آزاد شد.”مسير توسعه سياسي کشور ميانمار(برمه)پس از استقلال سياسي از انگلستان وتشکيل جمهوري سوسياليستي، باکودتاي نظاميان وعدم اجراي قانون اساسي با بن بست مواجه شد.استقرار نظاميان وبسته شدن راه دموکراسي باعث انزواي بين المللي، عدم رشد وگسترش سواد آموزي، بسته شدن دانشگاهها وعدم توسعه شهرنشيني شد.با به وجود آمدن چنين شرايطي اين کشور نتوانست همچون ساير کشورهاي آسياي جنوب شرقي راه ترقي را طي کند. در مورد تبعات ديکتاتوري وپيامد دموکراسي قصد قلم فرسايي نداريم، چرا که تا کنون آنقدر مطالب در مورد اين دو نگرش نگاشته و به رشته تحرير درآمده است که هم عموم مردم دنيا به اين مسائل واقفند وهم نتيجه عملي اين دو ديدگاه را در جاي جاي گستره اين کره خاکي به عينه مشاهده کردند.در اين مقال کوتاه هرچه که در ذم ونکوهش و يا تعريف وتمجيد پيرامون اين دو رويکرد متضاد وپارادوکسيکال وشيوه‌هاي حکمراني آن گفته شود، اطاله ي کلامي بيش نيست.آزادي خانم سن سوچي مي‌تواند پيامي باشد براي کشورهاي عربي مرتجع منطقه بعنوان مخالفان دموکراسي وتمام حکومت‌هاي تماميت گرا وکسانيکه با عدم تمکين و توجه به راي وخواست ملت‌ها راه خودکامگي را در پيش مي‌گيرند که نمي‌توان در مقابل خواست واراده عمومي و گسترش موج آزادي خواهي مقاومت کنند.آزادي رهبر مخالفان برمه و احياء و شکل گيري دوباره آزادي خواهي درشرق آسيا توام با استقبال جامعه جهاني اعم ازرهبران کشورها وسازمانهاي بين المللي تا رسانه‌ها ومطبوعات آزاد از اين رخداد، از طرفي نشان دهنده گسترش موج آزادي خواهي درجهان واز طرفي پيامي مي تواند واضح وآشکار براي حکومت‌هاي مرتجع منطقه ي عربي بخصوص کشورهايي چون مصر که برغم برخورداري از يک پيشينه تمدني غني وپربار، از برگزاري انتخابات آزاد سرباز مي‌زند باشد که ديگر فصل انحصار طلبي وايجاد محدوديت بسر آمده است.اي بسا روزي که زمينه بروز بيداري ملتها ايجاد شود وديگر کسي را ياراي مخالفت ومقاومت در برابر آنها را نباشد.علاوه برپيام‌هاي واضح وآشکار اين تحول پيام‌هاي مستتري نيز در ضمير اين رخداد نهفته است که ما در نگرش به اين مسئله موضوع را از زواياي ديگري پي مي‌گيريم.1-براي اولين بار رهبر يک جنبش تحول گرا با وجه کاريزماتيک وجذبه شخصي که از اعتبار وشهرت جهاني نيز برخوردار است، يک«زن» است.در بسياري از کشورهاي در حال توسعه قبل از آنکه موانع ساختاري پيش روي رشد زنان باشد موانع فرهنگي راه آنان را سد کرده است.اين مسئله خود مي‌تواند تلنگري باشد به زن شرقي و زنان کشورهاي در حال توسعه که مي‌توانند با اميدواري و رو به سوي آينده افقي روشن را در پيش روي خود داشته باشند.2- دومين پيامد اين رخداد اين است که رژيم نظامي حاکم بر برمه با فشار جامعه جهاني وافکار عمومي تن به اين مسئله داد واين خود جاي اميد واري است.با وقوع انقلاب در عرصه رسانه، گسترش شبکه‌هاي ارتباطي و غوغاي تکنولوژي ديگر نمي‌توان جلوي رشد وتوسعه سياسي شهروندان را گرفت.امروز بدنه اجتماعي کشورها وشهروندان جامعه جهاني خواهان آزادي، دمکراسي و حقوق بشر هستند. با آنکه کشور برمه و جامعه خواهان دمکراسي آن از يک سطح توسعه يافتگي سياسي و فرهنگي مناسبي برخوردار نيست، در زمينه شهرنشيني و سواد آموزي وبسياري ديگر از شاخص‌هاي توسعه همپاي ساير کشورهاي شرقي نيست، ولي در چنين وضعيت فلاکت بار اجتماعي سياسي واقتصادي ديکتاتوري نظامي نمي‌تواند با نگه داشتن بيش از دوهزار انسان در زندان‌هاي خود و سرکوب مخالفان ثبات و آرامش در کشور ايجاد کند.زيرا که امنيت پادگاني امنيت پايداري نيست و نخواهد بود.3-موضوع ديگري که مي‌توان از دريچه ي آن به اين تحول نگريست بحث مناقشه برانگيز توسعه سياسي وتوسعه اقتصادي است که اولويت هر کدام از آن ورجحان يکي بر ديگري مهمترين نقطه ي بحث انگيز بين صاحب نظران است.توسعه سياسي واقتصادي دو دست براي يک پيکر و دو بال براي يک پرواز هستند.بدون توسعه اقتصادي، توسعه سياسي بوجود نمي‌آيد وبدون توسعه سياسي توسعه اقتصادي با بن بست مواجه مي‌شود.سياست روز«افزايش يا كنترل جمعيت؟» عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم محمد صفري است كه در آن مي‌خوانيد:به انفجار جمعيت در كل دنيا كاري نداريم. اين موضوع يك بحث كلي و فرا ملي است كه گريبانگير كل جهان است. اما بحث كنترل جمعيت در كشور خودمان اهميت ديگري دارد. گرچه اين دو موضوع با هم مرتبط هستند.جمعيت در يك كشور به بسياري از شاخص‌ها و ويژگي‌ها بستگي دارد. كنترل جمعيت هنگامي صورت مي‌گيرد كه ، افزايش جمعيت در يك كشور باعث بروز مشكلات عديده‌اي شود، مشكلاتي از جمله بيكاري- ازدواج – طلاق بهداشت و درمان- آموزش و …هنگامي كه جمعيت افزايش يابد، بيكاري نيز افزايش خواهد يافت چون به تناسب افزايش جمعيت، بازار كار رشد نكرده است.آمار ازدواج كاهش مي‌يابد چون شرايط زندگي دشوار شده است البته اين مسائل پيامدهاي بيكاري و كمبود درآمد است و از اين رو طلاق نيز افزايش خواهد يافت، گرفتاري و مشكلات شهري افزايش مي‌يابد و تنش‌هاي بيكاري و نبود درآمد وارد خانواده شده و باعث طلاق مي‌شود.وضعيت بهداشت و درمان جامعه با توجه به اين كه اكنون نيز در وضعيت مناسبي قرار ندارد، بغرنج‌تر خواهد شد، خدماتي كه بيمه‌ها هم اكنون ارائه مي‌دهند آن چيزي نيست كه بايد باشد. وضعيت آموزشي كشور را از مقطع دبستان تا دانشگاه را مورد توجه قرار دهيد. هم اكنون با توجه به اين كه برنامه كنترل جمعيت در كشور اجرا مي‌شود اما مي‌بينيم كه كلاس‌هاي درس همچنان پر جمعيت است و آموزگار فرصت رسيدگي به كلاس پرجمعيت را ندارد. البته اين وضعيت در مدارس غير انتفاعي كه مبالغ هنگفتي را از اولياي دانش‌آموزان دريافت مي‌كنند كمتر است. در اين حال فراموش نكنيم كه طبق قانون اساسي آموزش رايگان است .اما هم اكنون اينگونه نيست و يكي از دغدغه‌هاي بزرگ خانواده‌ها يافتن مدرسه‌اي مناسب براي ثبت نام فرزندشان است. همه اين ها به خاطر تعداد زياد دانش‌آموز از يك سو و رشد نكردن امكانات و تسهيلات مورد نياز براي پوشش جمعيت از سوي ديگر باعث شده است تا اينگونه معضلات بروز پيدا كند.جمعيت كشور بايد بر اساس امكانات، قابليت‌ها و توانايي‌هاي موجود رشد پيدا كند.به اين نكته توجه داشته‌باشيد كه جمعيت در هر 25 سال يك بار دو برابر مي‌شود و در طول يك سده 16 برابر، در حالي كه توليدات مواد غذايي در همين مدت تنها 5 برابر مي‌شود. اين آمار در هر كشوري شايد درصدي پايين و بالا باشد، اما اين آمار كارشناسي و دقيق است.كشوري با جمعيت فراوان امكانات اندك و فقير مناسب است يا كشوري با جمعيت مناسب اما با امكانات و شرايط زندگي ايده‌آل؟كشورهاي اطرافمان را بنگريد ، پاكستان ، هند، چين و … اگر به يكي از اين كشورها سفري كرده باشيد خواهيد ديد كه مردم اين كشورها چگونه زندگي مي‌كنند.بزرگان دين و سياست نيز ديدي روشن بين در اين باره دارند . در همين باره همين بس كه از شهيد بهشتي نقل است كه « اگر واقعا مطالعات كارشناسان اجتماعي با ايمان،با بصيرت، واقع بين، همه سونگر و محاسب، به اين نتيجه رسيد كه اگر در جامعه اسلامي نيز فرزندان از عدد معيني بالاتر رود، جان اين جامعه و هستي اين جامعه و سلامت اين جامعه در معرض خطر است، به راحتي مي‌توان فتوا داد كه بر اين امت واجب است كه ميزان فرزندان را در حد معين نگه دارد ، چون ما با نصوص اسلامي فراوان دريافته‌ايم كه جان جامعه از جان فرد محترم‌تر است…آفرينش«ازدواج، موانع و مشكلات» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم حميدرضا عسگري است كه در آن مي خوانيد:اهتمام به مسئله ازدواج در تمامي جوامع به عنوان عاملي مثبت در زمينه سلامت رواني و اجتماعي مورد تاييد قرار دارد.و دولتمردان هر کشوري سعي دارند با افزايش ميزان و نرخ ازدواج در سنين پايين جامعه را به سمت و سوي مسوليت پذيري و مشارکت اجتماعي دعوت کنند. و از افزايش فساد و بزهکاري در جامعه جلوگيري نمايند. در برسي عميق عدم ازدواج به موقع جوانان متوجه مي شويم که ريشه اکثر بزهکاري ها در سطح جامعه ريشه در همين قضيه دارد . به گونه اي که جوانان با بالا رفتن سن و عدم ازدواج به موقع خود را نسبت به وظايف اجتماعي و مدني مسول نمي بينند و محدوديت و خط قرمزهايي را براي خود لحاظ نمي کنند.لذا با نداشتن دغدغه نسبت به يک خانواده منسجم که وي بايد مسوليت آن را برعهده داشته باشد جهت ارضاي نيازهاي رواني و مالي خود درصدد کسب اين کمبودها از طريق نا مشروع برمي‌آيند. متاسفانه اين موضوع در کشور ما که پيشتاز در اجراي احکام اسلامي و سنت هاي پيامبر اکرم(ص) مي باشد کم کم پا به عرصه بحراني مي گذارد و موضوع ازدواج جوانان به يک معضل تبديل مي شود.از نشانه هاي اين معضل مي توان به بالا رفتن سن ازدواج در بين جوانان وتمايل نداشتن آنها به تشکيل خانواده اشاره کرد. جاي بسي تامل است که چرا در يک جامعه اي همچون ايران که اکثريت جمعيت آن را جوانان تشکيل مي دهند چاره اي اساسي و کارآمد براي اين مشکل انديشيده نمي شود. بر اساس آمارهاي اعلامي از سوي سازمان ملي جوانان درحدود 24 ميليون نفر از جمعيت کشور را سنين بين 14- 29 تشکيل مي دهند و با افزايش اين فاصله سني بيش از نيمي از جمعيت کشور را جوانان تشکيل مي دهند. برهمين اساس در حدود 12 ميليون جوان در آستانه ازدواج قرار دارند که به علت مشکلات مالي و ديگر مشكلات و بيكاري موفق به تشکيل خانواده نشده اند. خوشبختانه هنوز ازدواج به لحاظ انديشه و تفکر در بين جوانان به صورت امري محدود کننده و بيهوده تبديل نشده است. و يا به عبارتي ديگر تمايل جوانان براي ازدواج کمرنگ شده ولي از بين نرفته است. و فعلا اين عدم ازدواج به خاطر مسائل مالي و اقتصادي است اما با کمال تاسف بايد قبول کرد همين موانع اقتصادي که پيش روي جوانان است زمينه ساز ايجاد تفکرات و انديشه هاي پوچ غربي در امر ازدواج خواهد شد. و آن زمان است که يک سنت حسنه و الهي به امري بيهوده و دموده تبديل مي شود. با نگاهي واقع بينانه به امور جوانان کشور و عدم توانايي آنها براي ازدواج مشاهده مي کنيم مشکلات مالي بر آنها فشار مي آورد اين مورد از دو بعد قابل برسي است: يکي از بعد رواني و عاطفي است و جنبه ديگر آن بعد مادي است.آرمان«روابط ايران و روسيه» عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم دکتر حسن بهشتى پور است كه در آن مي‌خوانيد:برخى بحث زيگزاگى بودن روابط ايران و روسيه را مطرح مى‌کنند که بايد در اين رابطه گفت که حداقل در يکى دو ساله گذشته روند ارتباط ميان دو کشورمسيرسردى را طى کرده است .راه‌اندازى نيروگاه بوشهر تا حدى مى‌توانست اين مناسبات را بهبود دهد، اما بدقولى روسيه در تحويل موشک‌هاى اس سيصد، ضربه ديگرى به مناسبات دو کشور زد.ظاهرا سياست مدودف اين است که از طريق نزديک شدن بيشتر با امريکايى‌ها تا حدودى وضعيت اقتصاد نابه سامان روسيه را سر و سامان دهد و گرفتن امتيازهاى اقتصادى را به گرفتن امتيازهاى مربوط به ايران ترجيح مى‌دهد.بايد در عمل ديد آيا اين سياست به نتيجه مى‌رسد يا خير؟ هزار وعده خوبان يکى وفا نکند، بسيارى از کشورها به اميد وعده هاى امريکا دست از خيلى از سياست‌هاى خود برداشتند ولى بعد ديدند که کلاه گشادى بر سرشان رفته است. ليبى يکى از اين کشورهاست.در مورد اين که آيا اين ديدار احمدى نژاد و مدودف باعث رفع کدورت‌ها و رفع سوء تفاهمات موجود در رابطه ايران با روسيه شده باشد، کاملا روشن نيست. به نظر مى‌رسد که ايران نياز دارد تجديدنظرى اساسى در مناسبات خود با روسيه داشته باشد و فاکتورهاى جديدى را وارد مناسبات خود کند که تغييراتى حاصل شود. اما آيا اين مناسبات ميان ايران و روسيه مى‌تواند بر مذاکرات آتى ايران و گروه 1+5 تاثير بگذارد؟ بايد به دو نکته اشاره کرد. اين که ايران سعى کند با کشورهاى مختلف تاثيرگذار روى پرونده هسته اى ايران، روابط خوب داشته باشد و مانع از نزديکى بيشتر روسيه به امريکا شويم، يک موضوع است و واقعيتى است که به نظر بايد به آن توجه کرد.اما اين که روسيه در شرايط حاضر در موقعيتى باشد که بتواند در مسئله هسته‌اى ايران تاثيرگذارى داشته باشد موضوع ديگرى است. در حال حاضر موضع روسيه، هر چه باشد تفاوتى براى ايران ندارد، چرا که در فضاى کنونى نمى‌تواند تعديلى ايجاد کند. در زمان بوش که سياست‌هاى ميليتاريستى را به شدت دنبال مى‌کرد و يک موضع تند و غيرمنطقى در عرصه بين المللى عليه ايران داشت، موضع روسيه در تعديل مواضع بوش تا حدودى تاثيرگذار بود. اما در شرايط کنونى که خود اوباما به دنبال مذاکره است و به ظاهر تلاش مى‌کند که با ايران وارد مذاکره شود، روسيه بيشتر نقش دنباله روى امريکا را ايفا مى‌کند تا تعديل کننده سياست هاى امريکا. بنابراين به نظر نمى‌رسد که مناسبات ايران و روسيه در شرايط حساس کنونى تاثير تعيين کننده‌اى بر روند مذاکرات ايران و غرب داشته باشد.دنياي اقتصاد«پيچ و خم‌هاي مسكن» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمدصادق جنان صفت است كه در آن مي خوانيد:جهش قيمت مسكن در سال‌هاي 1385 و 1386، چند پيامد مهم در فضاي اجتماعي و اقتصادي ايران بر جاي گذاشت كه تا امروز ادامه دارد.منتقدان دولت نهم، اين جهش قيمت را به ناكارآمدي سياست‌هاي اقتصادي دولت نسبت داده و شرايط دشواري براي دولت فراهم كردند. دولت نهم نيز براي پاسخگويي به اين نقدها و همچنين سد كردن راه رشد قيمت مسكن – حتي به صورت طبيعي و هم مسير با نرخ تورم اعلام شده توسط بانك مركزي- چند تصميم مهم در حوزه اقتصاد مسكن اتخاذ و با تمام قدرت براي كاهش و تثبيت قيمت مسكن اقدام كرد.ايجاد محدوديت براي پرداخت وام مسكن توسط بانك‌ها و منحصر كردن پرداخت اين وام به بانك مسكن در حد 18 ميليون تومان، دريافت ماليات از معاملات مكرر مسكن، سوق دادن بخش قابل‌توجهي از تسهيلات بانكي به طرح مسكن مهر، پياده كردن طرح كد رهگيري در بنگاه‌هاي معاملات املاك و تلاش براي ساخت مسكن مهر از تصميم‌هاي اتخاذ شده توسط دولت در سال‌هاي 1387 به اين سو بوده است.دولت دهم؛ اما با تمركز بيشتري روي مسكن مهر، عرضه انبوه مسكن را در دستور كار قرار داد و تا جايي پيش رفت كه وزير مسكن و شهرسازي از جشن خانه‌دار شدن همه ايرانيان در آينده‌اي نزديك سخن گفت.اين وعده وزير شايد به اين دليل بيان شد كه اختيارات گسترده‌اي براي تامين منابع مالي مورد نياز ساخت‌وساز در طرح مسكن مهر به او داده شده بود. با نزديك شدن به وعده‌هاي ساخت و تحويل ده‌ها هزار واحد مسكوني در مناطق گوناگون از جمله شهرك پرند كه كانون ساخت‌وساز شده و تلاش‌هاي خستگي‌ناپذير براي تحقق وعده‌هاي آن نيز صورت پذيرفته، برخي تنگناها و مشكلات سرباز كرده است كه بايد ديد براي حل آنها چه برنامه‌هايي در دست اقدام خواهد بود.يكي از مشكلات اصلي كه از شروع طرح مسكن مهر توسط كارشناسان بارها نسبت به آن هشدار داده شده بود، ساخت زيربناهاي فيزيكي مثل تامين آب، برق، گاز، جاده، مراكز آموزشي، بهداشتي و درماني متناسب با ساخت و عرضه مسكن بود. اين هشدارها و يادآوري‌هاي مكرر چيزي نبود كه پنهان كردني باشد و به سادگي از كنار آن عبور كرد.روزگذشته خبرگزاري فارس به نقل از مديرعامل شهر جديد پرند خبرداد: «حدود 2 هزار واحد مسكوني آماده بدون آب و برق در پرند وجود دارد و نماينده ويژه معاون اول رييس‌جمهور براي بررسي مشكلات آب و برق و تاسيسات زيربنايي موجود به شهر جديد پرند مي‌آيد… 6ماه پيش گفته‌ايم واحدهاي مسكوني آماده شده را مي‌خواهيم افتتاح كنيم، حال اگر بخواهيم آنها را در آذرماه افتتاح كنيم، چگونه آنها را بدون آب و برق به بهره‌برداري برسانيم…» از طرف ديگر، يك عضو كميسيون عمران مجلس نيز به خبرگزاري مهر گفته است: «… در حال حاضر تمام تسهيلات سيستم بانكي به مسكن مهر اختصاص يافته كه اين ايراد بزرگي است… نبايد با به كارگيري مصالح ساختماني درجه 3 قيمت مسكن را پايين نگهداريم…»جهان صنعت«آقاي ميرتاج الديني شما چرا»عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم مهرداد ميهن‌دوست‌ است كه در آن مي‌خوانيد:گويا فعلا قرار است در بر همان پاشنه‌اي بچرخد که دولت و دولتي‌ها مي‌خواهند. آن از لايحه برنامه پنجم که تکاليف دولت را برداشتند و به جاي دولت مکلف است عبارت اجازه دارد نشاندند و اين هم از اظهارات معاون پارلماني محمود احمدي‌نژاد که با آرامش کامل رسما خبر از عدم تکليف مي‌دهد.محمد‌رضا مير‌تاج‌الديني که روزي نماينده مجلس بوده و خود به خوبي مي‌داند براي تصويب لايحه بودجه چقدر کار طولاني و کارشناسي در مجلس لازم است، به راحتي مي‌گويد به جاي نيمه آذرماه لايحه بودجه سال 90 را در ماه‌هاي بهمن يا اسفند به مجلس مي‌دهند.جناب ميرتاج‌الديني که معاون پارلماني رييس دولت هستند پا را از اين هم فراتر گذاشته و گفته‌اند: مجلس هم طبيعتا بايد اين لايحه را قبل از سال جديد به تصويب برساند البته مجلسي که به زعم رييس جمهور در راس امور نباشد، برايش تعيين تکليف هم مي‌کنند و آب هم از آب تکان نمي‌خورد.در دوران رياست احمدي‌نژاد بر دولت نهم، لايحه بودجه را به مانند ساختماني دانست که نبايد بيش از حد دستکاري شود، حال به نظر مي‌رسد براي جلوگيري از اين دستکاري راه جديد بر دولتمردان مکشوف شده است. لايحه را آنقدر دير مي‌رسانيم که وکيل‌المله‌ها به بررسي کافي نرسند.سال قبل هم همين‌کار را کردند و جواب گرفتند، تنها نگراني از اين بابت است که سال‌هاي آينده با شيب تند بي‌قانوني کار به جايي برسد که مجلس در بررسي لايحه بودجه خلع يد شود و دولت با خيال آسوده ساختمانش را بسازد.البته اين کار مزاياي بي‌شماري دارد يکي از آن همه مزيت اين است که وقت دولت در راهروهاي سبز پارلمان هدر نمي‌رود، اصلا شايد بهتر باشد عبارت لايحه را حذف کنند و هرچه دولت مي‌خواهد تبديل به قانون شود.با اين وضعيت بايد به رييس دولت حق داد که قوه مجريه را در راس امور بداند.